برف و باران زیباست
باران دل انگیز است، برف زیباست
وقتی از پشت پنجره اتاقی گرم
نظاره گرش باشی
باران از دید کودک فقیر یعنی :
صدای چکه کردن سقف
و زمستان یعنی :
ناخنهای کبود شده از فرط سرما
گاهی هم به آنها بیاندیشیم...


تصویر زیبایی از کوه آغ داغ در منطقه خورش رستم خلخال

با تشکر از آقای افشین عظیمی
در تمام رنجهایی که میبریم
صبر ، اوج احترام به قوانین الهی است . . .
خشم مانند طوفان است
بعد از مدتی فروخواهد نشست
ولی بدان که حتما شاخه هائی شکسته اند . . .
.
|
سردبیر نشریه پیام خلخال از انتشار شماره جدید نشریه پیام خلخال خبر داد یوسف اسکندری ضمن اشاره به رویکرد اصلی نشریه ، از همه سلیقه های فکری جهت همکاری بانشریه دعوت نمود . ایشان سیاست کلی نشریه را طرح دیدگاهها و انتقال مطالبات شهروندان دانسته و در پایان از زحمات و راهنمایی های دلسوزانه آقایان مسعود یعقوبی هشجین و صبر اله یعقوبی در جهت کمک به نشریه تشکر و قدردانی نمود.
برای دانلود نسخه الکترونیکی کلیک نمایید
|
همه ما احساسات غمگین وشادی را تجربه کرده ایم و می دانیم افسرده و غمگین بودن حس خوبی نیست و غمگین بودن را دال بر وجود مشکل یا اختلالی در درون یا محیط پیرامون فرد می دانیم. اما صرف غمگین نبودن نیز امروزه معیارکافی برای سلامت روان نیست،

بلکه شاد بودن حالت طبیعی است که انتظار می رود انسان به آن دست یابد. شاد بودن حالتی هیجانی است که طی آن فرد احساس آرامش و لذت را تجربه می کند. افرادی هستند که همه چیز دارند اعم از شغل مناسب، خانواده و سلامتی و... اما شاد نیستند.

اما در کنار آنها افرادی هستند که با وجود مشکلات متعدد خنده از لبشان دور نمی شود و شاد هستند. پژوهشها نشان دادند که مانعی که اغلب افراد در برابر شاد بودن خود دارند، این است که دنبال دلیل خاص برای شادی می گردند. اغلب افراد منتظرند تا اتفاق خوب خاصی بیفتد یا برخی از مسائل و مشکلات آنها از زندگی شان ریشه کن شود، تا بتوانند احساس شادی و آرامش را تجربه کنند.
این افراد چیزی را واسطه دست یافتن به شادی قرار می دهند و تا به آن دست پیدا نکنند، دلیلی برای شاد بودن نمی بینند وچه بسا پس از دست یافتن به آن، با چالش یا خواسته جدیدی خودشان را مواجه ببینند و به همین ترتیب شاد بودن خود را به تعویق بیندازند.
اما پژوهشهایی که در مقایسه بین افراد شاد و افراد غمگین انجام شده، مشخص کرده است که شاد بودن حسی است که بدون واسطه های یاد شده هم می توان به آن دست یافت.
بسیاری از افراد تمایلی به پردازش احساسات خود ندارند، چون می ترسند چیزی که دوست ندارند از این پردازش بیرون بیاید.
بعضی افراد در تمام طول عمر خود از روبه رو شدن با احساسات شان خودداری می کنند و تمام وقت خود را صرف فعالیت و کار شدید می کنند و شادی بخش گم شده زندگی آنهاست که مجالی برای آن نمی یابند. اما بررسی روانشناختی افراد شاد نشان داده که آنها با تمام احساسات خود به صورت اصیل برخورد می کنند و غم و نگرانی و خشم و ... را می پذیرند و تجربه می کنند. برخی از ویژگی های افراد شاد که آنها را متمایز می کند بدین قرارند:
به مشکلات به چشم چالش طبیعی زندگی نگاه می کنند.
همواره امیدوار هستند و راه حلهای تازه برای حل مشکل خود دارند.
دنیا را سیاه و سفید نمی بینند و زیبایی ها را هم در کنار زشتی ها می بینند.
کمتر از عبارات هیچوقت و هرگز و هیچکس و... استفاده می کنند.
از فرصت های کوچک برای تفریح و شادی استفاده می کنند.
روابط دوستانه خوبی با اطرافیان خود برقرار می کنند.
/boy_-_happy_3.gif)
عظیمی یکی از فرزندان فعال هشجین که با علاقه فراوان این تصاویر را جمع آوری ودر سایت خود قرار داده
است.
افشین جان خیلی ممنونیم٬ پیروز باشی
برای دسترسی به این تصاویر زیبا لطفا روی گزینه عظیمی هشجین کلیک نمایید.
چله بزرگ و <کوچک>
در اعتقادات و باورهای قدیم زمستان به دو بخش بزرگ ( چله بزرگ و چله کوچک ) تقسیم می شود ، چله بزرگ از « اول دیماه تا دهم بهمن ماه » می باشد و چله کوچک از « دهم بهمن تا پایان بهمن ماه » می باشد .
مردم معتقد بودند که چله کوچک بسی سردتر و پر سوزتر از چله بزرگ است .
از دهم بهمن تا آخر اين ماه مراسمی راجع به این شبها هست که به آن قوود قویماق یا قوود پایلاماق می گویند . در اکثر خانواده ها شمع روشن می کنند و قاووت درست می کنند و در میان اقوام و خویشان تقسیم می نمایند .
پخش انواع آش نظري در اكثر خانواده هاي هشجيني ( مركز بخش خروش رستم خلخال ) از آخرين روز چله بزرگ تا آخر بهمن ماه ادمه داشته و رفتن روزهاي سخت چله بزرگ وآمدن روزهاي خوش ونزديكي بهار را به همكديگر نويد مي هند.
ممكن است اين نوشته كم وكاستي هايي داشته باشد خواهشمندم شما در قسمت نظرات آن را تكميل فرماييد.
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست..."" سهراب سپهری""
درتوجیه برخی گناهان می گیم...
رشوه: شیرینی
دروغ: مصلحتی
ربا: همه میخورن
تهمت: همه میگن
غیبت: تو روشم هم میگم
نگاه حرام: یه نظر حلاله
ماهواره: شبكه های علمی
موسیقی حرام: آرامش اعصاب
بخل : اگه خدا میخواست بهش میداد
مال حرام : پیش سه هزار میلیارد هیچیه
مجلس حرام :یه شـب كه هزار شب نمیشه
گناه کو چیک و بزرگ: مگر از دیوار مردم بالا میریم چه گناهی!
و.....
خجالت کشیدن
اگر شما هم یکی از میلیونها نفری هستید که با خجالت و کمبود اعتماد به نفس روبرو هستند، تایید میکنید که این ویژگی رفتاری بر سطوح مختلف زندگی شما تاثیر میگذارد، بخصوص هنگامی که با دیگران تعامل برقرار میکنید.
خجالتی بودن و کمرویی یک عیب و اشکال نیست یک عارضه است از رخ دادهای قدیم که ایجاد یک حس سرخوردگی و بیانگیزگی شده و در فرد حالت یاس و خستگی روحی غالب گشته است که با تمرین و مخصوصا ورزش میتوان اعتماد به نفس خود را دوباره بالا برد ولی توجه باید داشت که باید برنامه داشت و از انجام کارهای هیجانی و غیر اصولی خودداری کرد تا به شکست نیانجامد و بدتر ایجاد حس منفی و افسردگی نماید.
اگر دوست دارید بر خجالتتان چیره شوید، گامهای زیر را دنبال کنید؛ فقط باید قول دهید که هنگام اجرای این راهکارها، با یکی دو شکست، میدان را خالی نکنید زیرا تسلط بر تکنیکهای ضدخجالت و کسب مهارتهای معاشرتی، مثل کسب سایر مهارتها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است. به همین سادگی!
-تظاهر کنید که خجالتی نیستید. بعضی اوقات لازم است تظاهر کنید که احساس راحتی میکنید تا اینکه آهسته آهسته اعتماد به نفس خود را به دست آورید. اما این کار چگونه ممکن است؟ بهترین راه این است که به رستوران یا فروشگاهی بروید که با آن آشنا نیستید. چون افرادی که در آنجا هستند شما را نمیشناسند، میتوانید هر طوری که دوست دارید رفتار کنید. قبل از اینکه از خانه خارج شوید، از خودتان بپرسید که شخصیت جدید شما چگونه رفتار خواهد کرد. آسانترین راه چیست؟ وقتی به سوپرمارکت میروید برای چند لحظه با فروشنده ارتباط برقرار کنید، یک مکالمه کوتاه داشته باشید و حتی با او شوخی کنید.
-زبان بدنتان را تغییر دهید. (ظاهر افراد نشان دهنده بخشی از شخصیت آنهاست) اکثر خجالتیها سرشان را پایین میاندازند، به زمین نگاه میکنند، قوز میکنند و دستهایشان را در جیب قرار میدهند. سعی کنید زبان بدنتان را تغییر دهید. تماس چشمی برقرار کنید، هنگام راه رفتن به بالا نگاه کنید، به روشنی و با قاطعیت صحبت کنید، وقتی صحبت میکنید دستهایتان را حرکت دهید، وقتی با شما حرف میزنند سر تکان دهید و صاف بایستید. این کار به تمرین نیاز دارد بنابراین کار خود را با کسانی شروع کنید که آنها را میشناسید و با آنها احساس راحتی میکنید.
- نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئنترین و با اعتماد به نفسترین آدمهایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره میگیرند. شما دلتان میخواهد وقتی به یک جمع وارد میشوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ همهء اینها را میتوانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همهء ما آدمها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرینهای مکرر این چنینی، ناخودآگاهتان را به همان سمتی میبرد که بیشتر تمرینش را میکنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دلتان میخواهد.
-روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفستان را به وضوح افزایش خواهد داد.
-از دیگران یاد بگیرید. وقتی با کسی روبرو میشوید که برون گرا، اجتماعی و خوش سر و زبان است، به طرز رفتار، گفتار و حرکات بدنش توجه کنید. چهره او هنگام صحبت کردن چه حالاتی دارد؟ چگونه عقاید و تفکراتش را منتقل میکند؟ سعی کنید بعضی از این نکات را در زندگی خود پیاده کنید. لازم نیست کسی را الگوی خود قرار دهید یا از او تقلید کنید، ولی توجه به رفتار دیگران به شما کمک خواهد کرد تا روش خاص خود را پیدا کنید.
آنچه در بالا گفته شد به شما کمک میکند تا بر خجالت خود غلبه کنید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. فراموش نکنید که قرار نیست معجزه اتفاق بیفتد و همه چیز یک شبه درست شود، ولی اگر از اراده کافی برخوردار باشید و نکات بالا را هر روز اجرا کنید، کم کم خواهید دید که خجالتتان ناپدید شده است.
- شکستهایتان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارتهای ضد خجالت تلاش میکنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکستهایی هم در سر راهتان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید. فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاشهایشان شکست خوردهاند؛ اما دست از کار نکشیدهاند.
این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آنها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آنها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاریها و مشکلات دیگر زندگیاش فکر میکرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و... به هر حال، سعی کنید از هر شکستتان، مثل نابغهها، درس تازهای بگیرید و آن درس تازه را در تمرینهای بعدی به کار ببندید.
-خوش بینی را تمرین کنید. بسیاری از خجالتیها نسبت به زندگی و سایر افراد نگاهی بدبینانه دارند. ممکن است کارتان را دوست داشته باشید ولی از برقراری ارتباط با دیگران خوشان نیاید. ممکن است نسبت به کسانی که از شما خوشحالتر یا موفق ترند دید بدی داشته باشید. مطمئنا آن ابر خاکستری بدبینی که با خود به هرکجا میبرید، به عزت نفستان صدمه خواهد زد. میگنا دات آی آر. پس دیدگاهها و تفکرات منفی را کنار بگذارید و خوش بین باشید. به زودی در مییابید که وقتی نسبت به دیگران و دنیای اطرافتان دید مثبت تری داشته باشید، اعتماد به نفستان بیشتر خواهد شد.
حرف آخر